بازيچهء ايام
بازيچهء ايام در غمكده اى دهر كس آرام ندارد آرام درين غمكده جز نام ندارد بى چرخ برين نيست نه آنجا و نه اينجا هر…
باغبان پير
باغبان پير نخلى به سر رسيد و برآورد برگ و بار گفتا به باغبان كه اَيا سازگار من! اينك به يارى تو برومند گشته ام…
بامداد بهار
بامداد بهار هنگام بامداد كه چشم ستارگان يك يك بروى قبه ى نيلى بخواب شد رخساره ى سپهر ز خونابه ى شفق سرخ و خصاب…
بخت و طالع
بخت و طالع چو ساحل تا به كى عزلت گزينى چو خاك مرده تاوان زمينى اگر خواهى از اين امواج رستن تو خود موجى شو…
برق آسمانى
برق آسمانى نى فيض ياب پيرى، نى بهره از جوانى گر زندگى همين است، لعنت به زندگانى اين نكته روشنم شد از قامت خميده كز…
بلبل شوريده
بلبل شوريده اى بلبل شوريده! شور از تو، فغان از من باز آ كه به هم ناليم ، اين از تو و آن از من…
به اعزاز وطن كرباس پوشيدى نپوشيدى
به اعزاز وطن كرباس پوشيدى نپوشيدى به اكمال متاع خويش كوشيدى نكوشيدى تو دعواي نبوغ و عبقريت ميكنى ليكن دمي از نخوت و پندار…
برگ ريزان
برگ ريزان باز بر شد ابر تيره باد و باران را پذيره رعد مى كوبد تبيره مرگ شد در باغ چيره سير دارد در گلستان…
بلا گردان چشمانت دل سودائى دارم
بلا گردان چشمانت دل سودائى دارم بيا اى جان بقربانت كه جان فرسائى دارم كند آهوى چشمانت چراغان كوه و صحرا را فروغ اين شبستان…
به استقبال از علامه اقبال
به استقبال از علامه اقبال مى نگريم و مى رويم سردى تيرماه را مى نگريم و مى رويم برگ خزان راه را مى نگريم و…





