گفتم که بده بوسه ای حور نژاد
گفتم که بده بوسه ای حور نژاد زان تنگ دهان که هیچ ازویم نگشاد گفت ار چه دهان ز تنگی هیچ است ما را بکسی…
گفتم که چه خواهی که دهم گفت که جان
گفتم که چه خواهی که دهم گفت که جان گفتم که چه خواهی که دهی گفت امان گفتم که چه گیری زبرم گفت کنار گفتم…
گفتم که چه شوم تیغ تو را گفت سپر
گفتم که چه شوم تیغ تو را گفت سپر گفتم که ز تیرت چه کنم گفت حذر گفتم که چو اشکم بود گفت که سیم…
گفتم که چه ریزد ز لبت گفت قند
گفتم که چه ریزد ز لبت گفت قند گفتم که چه خیزدت ز مو گفت کمند گفتم که بفرما سخنی گفت خموش گفتم بشکر خنده…
گفتم مستی گفت که آری بخدا
گفتم مستی گفت که آری بخدا گفتم مگذار گفت که بگذار مرا گفتم بازا گفت که از من بازا گفتم رفتم گفت دگر باز میا
هرگز نکشیدم آن سر زلف بخم
هرگز نکشیدم آن سر زلف بخم چون دال بدست خویش الا بقلم تا ابروی تو نون و دهانت میم است چشمم ز خیال هر دو…
ما روی تو بینیم نبینیم به ماه
ما روی تو بینیم نبینیم به ماه تا روی تو بینم نبینم به ماه راهی که رساند بتو ما را شب هجر با روی تو…
شاخه ى پُر بار
شاخه ى پُر بار بيا كه از غم هستى كناره برگيريم وطن به عرصه ى ماه و ستاره بر گيريم چو شمع گوشه ى…
ابر قدرت ها
ابر قدرت ها باز كردند بهم عهد ابر قدرت ها كه نيازند بما دست دگر قدرت ها بگذارند كه افغان بكُشد افغان را تا شود…
ابر و باران
ابر و باران شبى گفت باران به ابر سياه كه اى تيره بخت نگون بار گاه تو را رنگ و رو همچو شب داده…





