یار من بار دگر می طلبد دانستم

یار من بار دگر می طلبد دانستم عاشق زار دگر میطلبد دانستم عارش آید دگر از یاری و غمخواری من بار و غمخوار دگر می…

Continue Reading...

یک چشم زدن چشم تو بی ناز نباشد

یک چشم زدن چشم تو بی ناز نباشد جز فتنه در آن غمزة غماز نباشد گفتی بهلم کن ستمی با تو اگر رفت هرگز نکنم…

Continue Reading...

یک شب نسیم زلفت از حلقه شنودم

یک شب نسیم زلفت از حلقه شنودم مشکین نفس برآمد آن دم ز سینه دودم بیمی ز جان فشانی هیچم نبود چون شمع آن شب…

Continue Reading...

امروز چو شعر هر که در خط کوشد

امروز چو شعر هر که در خط کوشد خطی ز خطت بصد غزل نفروشد پوشید خط خوب تو عیب سخنت همچون خط خوبان که زنخ…

Continue Reading...

یاران چو ورق شکسته ما می‌جویند

یاران چو ورق شکسته ما می‌جویند چو خامه یکی دو عیب ما می‌پویند گویند بدم چو شعر هرجا که رسید من شعر نیم بدم چرا…

Continue Reading...

آن میر که در سماع سوزی دارد

آن میر که در سماع سوزی دارد سگ روی غلام همچو پوزی دارد گویند غلام او خطی دارد سبز خط نی تو بگو جوالدوزی دارد

Continue Reading...

انسان بمثل آینه باشد بالذات

انسان بمثل آینه باشد بالذات همواره بود مظهر حق این مرات زیبد که بشر فخر و مباهات کند زین موهبت عظیم بر موجودات

Continue Reading...

ای آیت کارگاه صنع صمدی

ای آیت کارگاه صنع صمدی چندی پی تکمیل در این کالبدی هر روز که از زندگیت می گذرد گامی است بسوی جایگاه ابدی

Continue Reading...

ای آنکه تویی سوار در هر هنری

ای آنکه تویی سوار در هر هنری از وعده اسب دادیم دی خبری بی همتی است اسب تنهها بتو داد خواهیم روانه کرد اسبی و…

Continue Reading...

ای سرو اگر ترا چو طوبی خوانیم

ای سرو اگر ترا چو طوبی خوانیم از سرکشیت بجای خود بنشانیم با قامت او چند کنی نسبت خویش ما اصل تو و فرع تو…

Continue Reading...