وصل تو ما را بهشت و ناز نعیم است
وصل تو ما را بهشت و ناز نعیم است پی نو بهشت برین عذاب الیم است حلقه گیسوی حور و محبت رضوان گر تو نباشی…
یار اگر چاره گر عاشق بیچاره شود
یار اگر چاره گر عاشق بیچاره شود که ازین در سر خود گیرد و آواره شود آن جگر گوشه همان شد که من اول گفتم…
وقتی مرید بود دل اکنون غلام شد
وقتی مرید بود دل اکنون غلام شد زلف بنی گرفت و گرفتار دام شد صوفی ز عشق باره برندی گرفت نام از ننگ زهد رست…
یاد بوس چون منی حیف است کآید بر زبانت
یاد بوس چون منی حیف است کآید بر زبانت نیک گفتی نیک پیش آ، تا ببوسم آن دهانت زاهد پر خواره می شد دم به…
یاد روی تو چو در خاطر ما می گذرد
یاد روی تو چو در خاطر ما می گذرد وقت ما در همه وقتی به صفا می گذرد چشم کس محرم سلطان خیال تو چو…
یار بگزید بی وفایی را
یار بگزید بی وفایی را رفت و ببرید آشنایی را همه غمها جدا جدا بکشم جز غم و غصه جدایی را شنی لله مرا ز…
یار خرمن سوز ما گو روی گندمگون بپوش
یار خرمن سوز ما گو روی گندمگون بپوش ورنه خواهد سوخت خرمن هر کرا عقل است و هوش روی گندمگون نمود و جان ما یک…
یار نزدیک آمد و از خویش ما را دور ساخت
یار نزدیک آمد و از خویش ما را دور ساخت پرتو نور تجلی سایه ها را نور ساخت ذره را گفتم تو خاکی این چه…
یارب این درد دل و فرقت جانان تا کی
یارب این درد دل و فرقت جانان تا کی در دلم بار فراق و غم خوبان تا کی هر نفس جان به لب آمد ز…
یارب آن شمع چگل دوش به مهمان که بود
یارب آن شمع چگل دوش به مهمان که بود خط او سبزی و لبها نمک خوان که بود چون خضر شد ز نظر غایب و…





