نشان خاک پای او اگر می یافتم جایی
نشان خاک پای او اگر می یافتم جایی سرم می گشت در پائیش غلطان دیده در پایی تمنا کرده ام با خود که در پایش…
نرود نقش خیال تو زمانی ز ضمیرم
نرود نقش خیال تو زمانی ز ضمیرم خود من ساده درون صورت غیری نپذیرم مرده ام در هوس آنکه بود فرصت آنم که نهی پای…
نشان شیروان دارد سر زلف پریشانش
نشان شیروان دارد سر زلف پریشانش دلیلی روشن است اینکه چراغی زبر دامانش هر آن شمعی که در مجلس نهی با روی او ساقی چو…
نقد جان چیست که در دامن جانان ریزم
نقد جان چیست که در دامن جانان ریزم گر بخواهد ز سر هر دو جهان برخیزم بی گناه در همه نیغم بزند بار عزیز ادب…
نقطه دایره لطف دهان تو بود
نقطه دایره لطف دهان تو بود آیت حسن خط مشک فشان تو بود سر به بیماری باریک کشة آخر کار هر که را آرزوی موی…
نمی دهد دهنت کام ما از آن لب شیرین
نمی دهد دهنت کام ما از آن لب شیرین را به تنگ دلان می کنند مصابقه چندین چو بوسه زنو خواهم سوی رقیب گزی لب…
نمی خواهم که کسی با آن شکر لب هم نفس باشد
نمی خواهم که کسی با آن شکر لب هم نفس باشد ولی هر جا که شیرین ست غوغای مگس باشد طبیب احوال من پرسید گفتم…
نو درد نداری و رخ زرد نداری
نو درد نداری و رخ زرد نداری ای عاشق بیدرد چه نالی و چه زاری دلها برد آن آه که از درد برآرند فریاد ز…
نوبهاران ز گلم بوی تو خوش می آید
نوبهاران ز گلم بوی تو خوش می آید همه را باغ و مرا روی تو خوش می آید همچو نرگس ننهم چشم به سرو لب…
نور چشمی بر صاحبنظری میآید
نور چشمی بر صاحبنظری میآید پیش یعقوب ز یوسف خبری میآید کره شیریندهن ما خبر یار عزیز که ز مصر دگر اینک شکری میآید هر…





