من باده بخورم چکنم گو حرام باش
من باده بخورم چکنم گو حرام باش زاهد برو تو در پی ناموس و نام باش خواهی که برخوری دو سه روزی ز عمر خویش…
من بر سر آن کر بچه کارم همه دانند
من بر سر آن کر بچه کارم همه دانند در سر هوس روی که دارم همه دانند رانی چو سگم از در و گونی که…
من برین در بندهام تا زنده ام
من برین در بندهام تا زنده ام تا چنینم بنده پایبندام گفته ریزم همین دم خون نو بی همین ار زنده ام ارزنده ام مردم…
من به شطرنج غمت جان و جهان خواهم باخت
من به شطرنج غمت جان و جهان خواهم باخت آن دو رخ دیده ام این بار روان خواهم باخت باختم عشق به آن روی و…
من به درد دل خوشم جان مرا صحت چه سود
من به درد دل خوشم جان مرا صحت چه سود نوش آنلب در خورست این تشنه را شربت چه سود آروزمند قد و قند ب…
من ترا مانده به هر بار کجا بار شوم
من ترا مانده به هر بار کجا بار شوم ور بود نیز وفادار چرا بار شوم تو مپندار مرا در سبکی شیوه خویش که به…
من ترک زهد کرده و رندی گزیدهام
من ترک زهد کرده و رندی گزیدهام خاشاک راه داده و گوهر خریدهام تا کردهام ز منزل هستی سفر گزین نارفته نیمگام به مقصد رسیدهام…
من دل خسته به درد تو دوا یافته ام
من دل خسته به درد تو دوا یافته ام رنج ها دیده و امروز شفا یافته ام مرده با درد تو و زندهٔ جاوید شده…
من ز بویش بیخود و دیوانهام
من ز بویش بیخود و دیوانهام گه به مسجد گاه در میخانهام فتنهٔ آن غمزهٔ عاشقکشم کشت آن نرگس مستانهام تا به آن جان و…
من ز جانان به جان گریختهام
من ز جانان به جان گریختهام وز جفای جهان گریختهام آفرین بر گریزپایی من کز غم این و آن گریختهام خلق در خانهام کجا یابند…





