مرا گونی بمیر از من چه تقصیر
مرا گونی بمیر از من چه تقصیر ز چندان دلبری یک ناز کم گیر خوشا خلونگه زلفت به دستم خوش آید خلوت عشرت به زنجیر…
مرا گویند باران کیست بار تو چرا گویم
مرا گویند باران کیست بار تو چرا گویم ز مهروبان کدامست اختیار نو چرا گویم نشسته بر سر راه طلبکاری چو مشتاقان برای کیست چندین…
مرا لطف گفتارش از راه برد
مرا لطف گفتارش از راه برد لبش هوشم از جان آگاه برد رخ ماه را ماند آن رخ مگر بشطرنج خوبی رخ ماه برد غمش…
مرد بی درد مرد این ره نیست
مرد بی درد مرد این ره نیست غافل از ذوق درد آگه نیست بی رخ زرد و اشک سرخ بر رو دعوی عاشقی موجه نیست…
مرو مایل به قد تست چه حاجت به دلیل
مرو مایل به قد تست چه حاجت به دلیل همه دانند که الجنس الی الجنس یمیل آن خط سبز و لب لعل کزان سیری نیست…
مرد عشق تو به غم همدرد است
مرد عشق تو به غم همدرد است دردمند تو بلا پرورد است هر که از درد و رنگی دارد اشک او سرخ و رخ او…
مریض عشق بتان را بر طبیب نباشد
مریض عشق بتان را بر طبیب نباشد باتفاق طبیبی به از حبیب نباشد امید هست که بار از درم چو بخت در آبد اگر چنانچه…
مریض عشقم و درد تو دارم
مریض عشقم و درد تو دارم ز دردت تا ابد سر برندارم خطا گفتم چه درد استغفرالله من این خود عین درمان می شمارم غمت…
مژه تیزست و غمزه نیز و تو نیز
مژه تیزست و غمزه نیز و تو نیز ریختی خون عاشقان به ستیز اگر کشی بی بهانه نتوان کشت صد بهانه بعشره انگیز از من…
مست عشقم ز خرابات میارید مرا
مست عشقم ز خرابات میارید مرا تا ابد بر در میخانه گذارید مرا باده پاک روان پیش من آرید دمی آخر از پاکروان چند شمارید…





