ما باز دل نهادیم بر جور دلستانان

ما باز دل نهادیم بر جور دلستانان ما را به ما گذارید باران و مهربانان از بیم بد زبانان بردن نمی توانیم الا به زیر…

Continue Reading...

ما بکوی یار خود بخود سفر خواهیم کرد

ما بکوی یار خود بخود سفر خواهیم کرد سر بر رخ او هم به چشم او نظر خواهیم کرد هر کسی از سرزمینی سر بر…

Continue Reading...

ما با غم تو خرم و آسوده‌خاطریم

ما با غم تو خرم و آسوده‌خاطریم زآن لب به کام ما شکری نی و شاکریم غایب نه ز چشم جهان بین ما چو نور…

Continue Reading...

ما به سودای تو دامن ز جهان در چیدیم

ما به سودای تو دامن ز جهان در چیدیم محنت عشق تو بر راحت جان بگزیدیم پیش از آن دم که نبود از دل و…

Continue Reading...

ما به شادی جهانی نفروشیم

ما به شادی جهانی نفروشیم دولت این است که ما یافته ایم از ستمش غمش صاحب درد شناسد که چه لذت دارد آن حلاوت که…

Continue Reading...

ما به فریاد آمدیم از ناله شبهای خویش

ما به فریاد آمدیم از ناله شبهای خویش پرسشی میکنز رنجوران شب پیمای خویش با همه خندان لبی بر من بگرید شمع جمع گر برو…

Continue Reading...

ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست

ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست بابت پیمان شکن عهدی و پیمانی درست گر چه چشم می گویدم جویم دلت لیکن که یافت…

Continue Reading...

ما به کلی طمع وصل بریدیم از تو

ما به کلی طمع وصل بریدیم از تو مرحبانی نزده دست کشیدیم از تو دل که در عشق تو خود را به غلامی بفروخت تا…

Continue Reading...

ما جگر سوختگان داغ تو داریم همه

ما جگر سوختگان داغ تو داریم همه مرهمی بخش که مجروح و نگاریم همه ساقیا گر نظری هست به مخمورانت بدو چشم تو که در…

Continue Reading...

ما بی به روی تو آهم ز ثریا بگذشت

ما بی به روی تو آهم ز ثریا بگذشت بسیاری دیده دریا شد و هر قطره ز دریا بگذشت گرچه در مجمع دل درد بود…

Continue Reading...