گر دل طلبی از من جان هم به تو در بازم

گر دل طلبی از من جان هم به تو در بازم وره دیده خون افشان آن نیز روان سازم در پای تو غلطیدن کاریست پسندیده…

Continue Reading...

گر دل ز دسته زلف تو افغان کشیده بود

گر دل ز دسته زلف تو افغان کشیده بود عیش مکن به ناله که کژدم گزیده بود هر نیش غم که خورد دل خسته آن…

Continue Reading...

گر دلم در زلف پنهان کرده‌ای پیدا شود

گر دلم در زلف پنهان کرده‌ای پیدا شود مشک غمازست و این دزدی از او رسوا شود ناحق افتادست زلفت در کف هر مدعی چون…

Continue Reading...

گر دم زنم بی روی او شرم آیدم از روی خود

گر دم زنم بی روی او شرم آیدم از روی خود عاشق بجوید زندگی بی صحبت دلجوی خود من جانه می کندم زغم آن لب…

Continue Reading...

گر دهد دستم کز آن عارض نقابش بر کنم

گر دهد دستم کز آن عارض نقابش بر کنم بوسه دو از رخ چون آفتابش بر کنم تلخ گردد کام عیش من چو دندان طمع…

Continue Reading...

گر زلف خود به فتنه و شوخی رها کنی

گر زلف خود به فتنه و شوخی رها کنی سرهای ما کشان همه در زیر پا کنی گفتی نمایمت رخ و کامت ز لب دهم…

Continue Reading...

گر زاهد کم خواره محبت نچشیده است

گر زاهد کم خواره محبت نچشیده است خونابه نخوردست و ریاضت نکشیده است بر سینه ندارد اثر زخمی از آن تیغ این نیز دلیل است…

Continue Reading...

گر زلف دراز فکنی از طرف بناگوش

گر زلف دراز فکنی از طرف بناگوش بسیار سر افتد به قدم های تو از دوش هر گاه که به وصغ دو رخ خوب تو…

Continue Reading...

گر سر طلبی بر درت آریم به دیده

گر سر طلبی بر درت آریم به دیده چون اشک همه جانب کوی تو دیده بگشای به ابروی سیه چشم که بینی از بارب ما…

Continue Reading...

گر سرزنیغ نیزت دارد سر بریدن

گر سرزنیغ نیزت دارد سر بریدن من بار سر نخواهم بار دگر کشیدن زینسان که دل به پارب زآن غمزه خواست تیری یک تیر بر…

Continue Reading...