کی چاره درد من بیچاره ندانست

کی چاره درد من بیچاره ندانست دل خون شد ازین درد و جز این چاره ندانست دردم به طبیب ار چه بدینگونه نگفتند چون بود…

Continue Reading...

گر از در به تیم برانی نو دانی

گر از در به تیم برانی نو دانی اگر کشته خویش خوانی تو خوانی مرا گفته خوانمت با برانم ندانم من اینها تو دائی نو…

Continue Reading...

گر از شاخ دولت گلی چیدمی

گر از شاخ دولت گلی چیدمی نسیمی ز کوی تو بشنیدمی به بوی نو جانم خریدی صبا اگر من بدان دولت ارزیدمی ز کویت سگی…

Continue Reading...

گدای کوی ترا پادشاه میخوانند

گدای کوی ترا پادشاه میخوانند چو راه یافته بر آن در براه میخوانند کمر به خدمت تو هر که بست شاهانش بقدر مرتبه صاحب کلام…

Continue Reading...

گر آن به در زکاة حسن مسکین تر گدا جوید

گر آن به در زکاة حسن مسکین تر گدا جوید چو من گم گشت اویم بگوئیدش مرا جوید چو از صد مبل روشن کرد خاک…

Continue Reading...

گر باد سوی خاک من آرد ز تو بویی

گر باد سوی خاک من آرد ز تو بویی چون زلف توام جان دمد از هر سو مویی شیرین زمانی نوه من دلشده فرهاد در…

Continue Reading...

گر بر در او سودمی رخسار گرد آلود را

گر بر در او سودمی رخسار گرد آلود را آسوده خاطر کردمی این جان غم فرسود را خاکی که نعلین تو سود از دیده دارم…

Continue Reading...

گر بری دست به آئینه و در خود نگری

گر بری دست به آئینه و در خود نگری ببری دست ز عشاق به صاحب نظری ننگری دود درونها که به بالا ز تو رفت…

Continue Reading...

گر بری چون سر زلف این دل سودایی را

گر بری چون سر زلف این دل سودایی را با پای بوس تو کشد این دل شیدایی را من ازین در نروم زانکه بجانی نرسد…

Continue Reading...

گر بردرت این اشک چو سیلاب گذشتی

گر بردرت این اشک چو سیلاب گذشتی در کوی تو این خس هم از این باب گذشتی خار مژه گر دور شدی از گذر اشک…

Continue Reading...