عنبرست آن دام دل یا مشک ناب
عنبرست آن دام دل یا مشک ناب یا ز سنبل پر گل سوری نقاب یا ز شعر سبز بر به سایبان یا حریر ست آن…
عهد تو سست و وعده ها خام است
عهد تو سست و وعده ها خام است چشم شوخت میانه بادام است غمزهات زخمه زلف و خالت عود خون عاشق می و لبت جام…
عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید
عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید بوی بار آشنا از آشنائی بشنوید از لب لیلی و مجنون نکته دارید گوش از زبان گل و…
عید شد خواهیم دیدن ماه یعنی روی دوست
عید شد خواهیم دیدن ماه یعنی روی دوست روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست دیده ها از بامها در جست و جوی…
عید می آید و مردم مه نو میطلبند
عید می آید و مردم مه نو میطلبند دید ها طاق خم ابروی او میطلبند شب قدر و به عیدی که کم آبد بنظر همه…
عید می آید و وقتست که در مه نگریم
عید می آید و وقتست که در مه نگریم پرده برگی که از مه به تو مشتاق تریم از جمال تو که عیدست و به…
غارت چشم تو ما را مفلس و بیچاره ساخت
غارت چشم تو ما را مفلس و بیچاره ساخت مؤمنانرا کافری از خان و مان آواره ساخت از لب شیرین تراش بوس کردی کوه کن…
غلامِ پیرِ خراباتم و طبیعتِ او
غلامِ پیرِ خراباتم و طبیعتِ او که نیست جز می و شاهد حریفِ صحبتِ او در آن زمان که نی ماه غبار خواهد بود نشسته…
غبار خاک در او چو در خیال آرید
غبار خاک در او چو در خیال آرید به نور چشم خود آن نونیا میازارید گلی که در چمن آرد نسیم پیرهنش چو باد دامن…
غم عشق را هیچ تدبیر نیست
غم عشق را هیچ تدبیر نیست بجز وصل و آنچز به تقدیر نیست به قتل محبان فا مانع است و گر نه ز محبوب تقصیر…





