زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زند
زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زند توقیع حسن بر ورق یاسمین زند مهریست نقش خاتم دولت که آفتاب آنرا ز مهر عارضی نو بر…
زهی بدایت حسن رخنه نهایت لطف
زهی بدایت حسن رخنه نهایت لطف خط تو حجت حسن و لب تو آیت لطف غم تو قاصد جان شد خط و لبت نگذاشت زهی…
زهی چو کعبه ترا صد هزار سر بر در
زهی چو کعبه ترا صد هزار سر بر در ندیده از مژه سیل بار ما تر تر نگفته نام لب ناز کت به جز جان…
زهی زان قامت رعنای دلجو
زهی زان قامت رعنای دلجو که چون سرو ایستاده برلب جو گواهی میدهد روی نکویش که این حور آمده از باغ بینو دل از نیر…
زهی کشیده کمان ابروی تو تا بن گوش
زهی کشیده کمان ابروی تو تا بن گوش دمیده سبزة خطت به گرد چشمه نوش رخ تو شمع شبستان عشق و ما در تاب لب…
زیر پا دامن کشان زلف دوتای او ببین
زیر پا دامن کشان زلف دوتای او ببین بر زمین افتاده چندین سر برای او ببین جنت اعلی و طوبی فکر دور است و دراز…
زیر پا از زلف مشکین گه گهی میکن نگاه
زیر پا از زلف مشکین گه گهی میکن نگاه تا ببینی از تو مسکینان بسی بر خاک راه شوق آن روی چو آتش گر گنه…
زیر لب قند مکرر سخنت را گفتم
زیر لب قند مکرر سخنت را گفتم گر ترا هیچ نگفتم دهنت را گفتم گرچه گفتم به شبیخون در دلها شکنی آن سخن زلف شکن…
ساقی بیار باده که عید صیام شد
ساقی بیار باده که عید صیام شد آن به که بود مانع رندی تمام شد در ده قدح ز اول روزم که بعد ازین حاجت…
ساقی به می بر افروز امشب چراغ مجلس
ساقی به می بر افروز امشب چراغ مجلس خلوت بساز خالی از زاهد موسوس زاهد ز دیده تر منبر نشین و خشکی پیوسته هر دو…





