ز غمزه های نو چندانکه ناز میبارد

ز غمزه های نو چندانکه ناز میبارد مرا ز هر مژه اشک نیاز می بارد سرشک ماز تو باران نو بهاران است که لحظه ای…

Continue Reading...

ز عشقت بی کس و مسکینم ای دوست

ز عشقت بی کس و مسکینم ای دوست اگر بیدل نیم بی دینم ای دوست مرا صد بار گفتی خواهمت کشت بکش بک ره مکش…

Continue Reading...

ز ماهتاب جمالت ز ماه تاب رود

ز ماهتاب جمالت ز ماه تاب رود چه جای ماه سخن هم در آفتاب رود تو آن دری که از پیش نظر اگر بروی مرا…

Continue Reading...

ز مستی چشم او هرگز به حال ما نمی‌افتد

ز مستی چشم او هرگز به حال ما نمی‌افتد به هر جانی بیفتد مست و او قطعا نمی‌افتد چو خاک ره شوم زین پس من…

Continue Reading...

ز من که عاشق و رندم مجری زهد و صلاح

ز من که عاشق و رندم مجری زهد و صلاح که روز مستم و شب هم زهی صباح و رواح قبه و واعظ ما را…

Continue Reading...

ز من مپرس که از عاشقان زار کی

ز من مپرس که از عاشقان زار کی ازو بپرس که معشوق و غمگسار کی دلا به زلف پریشان بار بار بگوی که بیقرار توام…

Continue Reading...

ز من که مهر تو دارم به سینه روی چه تابی

ز من که مهر تو دارم به سینه روی چه تابی الا تعرض عینی و انت تعلم مآبی بیا معاینه بنگر که چونم از غم…

Continue Reading...

زاد راه عاشقان اشک است و روی زرد و آه

زاد راه عاشقان اشک است و روی زرد و آه راه ازین گونه است بسم الله که دارم عزم راه مهر او دعوی کتی آواز…

Continue Reading...

ز نشاط و عیش بادا لب تو همیشه خندان

ز نشاط و عیش بادا لب تو همیشه خندان شکرست آن نه لب‌ها گهرست آن نه دندان به دهان تنگ فرما که ز حقه مرهمی…

Continue Reading...

زآن پیش که جان در تتق غیب نهان بود

زآن پیش که جان در تتق غیب نهان بود عکس رخ دلدار در آئینه جان بود از خواب عدم دیده دل نا شده بیدار در…

Continue Reading...