دلبرا چشم خوشت آفت مستان آمد

دلبرا چشم خوشت آفت مستان آمد نشنة لعل تو سر چشمه حیوان آمد پرتوی ز آینه روی جهان آرایت مطلع حسن و لطافت مه تابان…

Continue Reading...

دلم از شمع رخت در تب و تابست امشب

دلم از شمع رخت در تب و تابست امشب کارم از نرگس مست تو خرابست امشب تن رنجور من از دست دل و دیده چو…

Continue Reading...

دلم بدان که تو میخوانیش غلام خوش است

دلم بدان که تو میخوانیش غلام خوش است که نام بندگی اینها برای نام خوش است همیشه خواهم و پیوسته داغ بند گیت که پادشاهی…

Continue Reading...

دلم به زخم زبانها نگردد آزرده

دلم به زخم زبانها نگردد آزرده که عاشق تو بود گنده تیر خورده چه خوش بود صنمی چون تو در بر آوردن به خلوتی که…

Continue Reading...

دلم را صبر ممکن نیست از روی نکو کردن

دلم را صبر ممکن نیست از روی نکو کردن ولی گر اینچنین باشد نشاید عیب او کردن به شبگردی بر آمد نام من چون ماه…

Continue Reading...

دلم ترسد در آن زلف خمیده

دلم ترسد در آن زلف خمیده شب است آری و سرهای بریده اگر گل عندلیبانرا نکشته است چه خونست این بر آن دامان چکیده برخه…

Continue Reading...

دلم رفت و گم شد در آن کو مرا

دلم رفت و گم شد در آن کو مرا توان یافت گر اوست دلجو مرا صبا آمد و رفت عقلم به باد ز زلف که…

Continue Reading...

دلی دارم ز چشمت ناتوان‌تر

دلی دارم ز چشمت ناتوان‌تر وجودی از دهانت بی‌نشان‌تر چو اشکم در کنار ای در سیراب اگر آنی شپی باری روان‌تر رقیبت مهربانی‌ها نماید ولی…

Continue Reading...

دو بوسم که گفتی اگر گویم آن کو

دو بوسم که گفتی اگر گویم آن کو مرا آن زبان کو ترا آن دهان کو کمر گفته بودی که بندم بخونت کمر خود ببندی…

Continue Reading...

دور از خداست خواجه مگر بی ارادت است

دور از خداست خواجه مگر بی ارادت است خدمت نصیب بنده صاحب سعادت است از صدق دم مزن چو نگشتی شهید عشق دعوی این مقام…

Continue Reading...