دل ز دستم به طلبکاری یاری رفتست
دل ز دستم به طلبکاری یاری رفتست دیر خواهد به من آمد و به کاری رفتست هر قراری که به دل دارم ازو خواهد رفت…
دل زان نست و دیده بدینم نزاع نیست
دل زان نست و دیده بدینم نزاع نیست اینست که آن دو پیش تو چندان متاع نیست کی بابم از دهان تو ز آن لب…
دل ز زلف و خال خوبان نیره و آشفته است
دل ز زلف و خال خوبان نیره و آشفته است خانه را چون دوست بانو لاجرم نارفته است پرده از عارص فکندی راز ما شد…
دل زنده شد از بوی تو بوی تو مرا ساخت
دل زنده شد از بوی تو بوی تو مرا ساخت خاصیت خاک سر کوی تو مرا ساخت فربه ترم از خوردن غمهای تو هر روز…
دل سختت به سندان سخت بارست
دل سختت به سندان سخت بارست دهانت را میان بس راز دارست به آن خاک قدم جان همنشین است به آن چاه ذقن دل یار…
دل سوی او رفت جان هم گو برو
دل سوی او رفت جان هم گو برو جان و سر گو در سر دلجو گر سر شوریده چون گو برفت برو بر سر چوگان…
دل شد ز عشق باری شیدا چنانکه دانی
دل شد ز عشق باری شیدا چنانکه دانی کرد آب دیده رازم پیدا چنانکه دانی در کوی گلعذاری سروی گلی بهاری بازم شکست خاری در…
دل ضعیف به یکباره ناتوان شد ازو
دل ضعیف به یکباره ناتوان شد ازو پدید نیست نشانش مگر نهان شد از و اگرچه در غم اوه شد هلاک من نزدیک بدین قدر…
دل شیشه ایست جای خیال تو ای پری
دل شیشه ایست جای خیال تو ای پری کردی پری به شیشه همین است ساحری پیوسته در برابر چشمم نشسته ای آری مرا به چشم…
دل صفه خال تو با زلف گفت
دل صفه خال تو با زلف گفت دانه در در شب تاریک سفت سرو قدت راست چمن سرو راست کس سخن راست نیارد نهفت تا…





