اگر بگويند كه من انسانم
اگر بگويند كه من انسانم اين پيشداوري است. اما در ميان انسانها نيز زندگي كرده ام و با هرچه كه انسانها احساس مي كنند آشنا…
اگر بگوييد از مرگ
اگر بگوييد از مرگ ميترسيد، اين نشانگر آن است كه هرگز با راست و درست زندگي برخورد بسزايي نكردهايد و از راستي، هراسان هستيد. اين…
اگر بنا باشد كه اهل رحم
اگر بنا باشد كه اهل رحم باشم، نخواهم كه آن را بر زبان آورم و رحم آوردن ام همان به كه از دور باشد. (نيچه)
اگر بنا باشد پيش از هر
اگر بنا باشد پيش از هر چيز همهي اعتراضها [=خردهگيري] از بين برود، هرگز هيچ تلاشي انجام نخواهد شد. (ساموئل جانسون)
اگر بنا باشد تيمي به
اگر بنا باشد تيمي به توان بالقوه ي خود دست يابد، هر بازيكني بايد خواهان اين باشد كه اهداف شخصي خود را به سود تيم…
اگر بنا باشد كه جهان از
اگر بنا باشد كه جهان از فاجعه هايي كه آن را تهديد مي كنند جان به در برد مردمان بايد بياموزند كه دامنه ي همدردي…
اگر بنا بود تنها به
اگر بنا بود تنها به هنگام رسيدن به هدف خود شادمان شويم و از فرآيند تلاش براي رسيدن به هدف، شاد نباشيم، تنها بخش كوچكي…
اگر بنا بود كه دلايل خود
اگر بنا بود كه دلايل خود را همراه داشته باشم، آيا نمي بايست اكنون توشه داني از يادبودها مي بودم؟ (نيچه)
اگر بنا بود همه ي آرزوها
اگر بنا بود همه ي آرزوها برآورده شود، دنيا به شكل ديگري در مي آمد. (نامشخص)
اگر بناست تا ابد زنده
اگر بناست تا ابد زنده بماني، بياموز؛ اگر هم بناست همين فردا بميري، باز هم بياموز… . (جان وودن)





